تبليغاتX
کوچه های بی عبور

 

 کودکان ابروی انسان و ضامن اغاز دوباره ی جهانند .

باید به کودکان اموخت که جهان بی باطوم و گلوله زیبا تر است .

 

باید به فکر ساختن یک بادبادک بود ...

هنوز هم با مشتی نخ ، کمی کاغذ میشود به گیس طلای خورشید رسید .

کودکی که با مسلسل بازی می کند جهان را نجات نخواهد داد !

 

+ تاريخ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:18 نويسنده "ماهی سیاه کوچولو" |

 

 زمین به بهار نشست ، بهار گره از شکوفه باز کرد ...

 نسیم در گیسوی بید افشان فرو پیچید ...

 غنچه شکفتن آغاز کرد و سبزه دمید ...

 گل هم چون یادی فراموش گشته ، در آغوش چمن بشکفت ...

 و تو ای بهار ارزوی من بی ان که بر من گذر کنی ...

 در شکوفه ها گردش می کنی ، به دوش نسیم پرواز می کنی ...

در یاد ها می گذری در نغمه ها می چمی ...

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 0:56 نويسنده "ماهی سیاه کوچولو" |

 

و این قوانینی که هر چند بارها شکسته شدند ، اما بر ان امیدم به باور مبدل شوند ...

۱.

من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود          وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم

۲.

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی      کین کیمیای هستی قارون کند گدا را

3.

اگر جنت دروغ هر چه دین است         فراموشی بهشت راستین است

۴.

هرگز نگو به " اخر خط " رسیدم .حتی اگر اسمان های سربی رنگ

آینده ی تلخی را پیشگویی کنند  ...

بی شک روزی که ما چشم به راهش هستیم ، فرا خواهد رسید .

۵.

انسان معجزه ایست... هنگامی که زانو نمی زند ، هنگامی که می گوید نه  ،

هنگامی که دروغ نمی گوید .

۶.

جنگیدن زیبا تر از پیروزیست . به سمت مقصد رفتن از رسیدن به ان با ارزش تر است !

۷.

زندگی

جنگیست که هر روز تکرار می شود . و در ازای شادی هایش باید بهای گزافی پرداخت  .

 

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 0:30 نويسنده "ماهی سیاه کوچولو" |

 

    خدایا ...

 اگر وجود داری و ...

 عدالتی در کار هست

 به من خیلی بدهکاری

 خیلی ...

 

پ.ن : سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

       من خود آن سیزده ام کز همه عالم به درم

 

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 1:12 نويسنده "ماهی سیاه کوچولو" |

 

    خداوند " تنهایی " را بر گزید تا " تجمع " را اموزش دهد .

    و " اشفتگی " را تا بهای بی پایان ـ " ارامش " را بنمایاند .

    و " اندوه " را تا اهمیت " تسلیم و تقدیر " را عیان کند .

 

   خداوند " سکوت " را برگزید تا مسولیت " گفتار " را تلقین کند .

   و " بیماری " را تا سپاس نعمت " سلامتی " را اشکار کند .

 

    خداوند " مرگ " را افرید تا اعتبار " زندگی " را اشکار سازد .

 

   

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 11:36 نويسنده "ماهی سیاه کوچولو" |

 

   پدر شرمسار از وعده های هر ساله ی خرید عید ... 

      و دل نگران چشمان منتظر کودکان ...

     سوختن و ساختن را در سفره ی هفت سین دلش جای نهاد .

 

              

+ تاريخ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 22:0 نويسنده "ماهی سیاه کوچولو" |